داود بن محمود القيصري

109

رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )

تنزلات متعدده ذاتي وجود ، حدود و نفاد ، عارض وجود مىشود ، نه آنكه فيض سارى منضم به ماهيت شود در حالى كه ماهيت هرگز تحقق خارجي ندارد . بناء على ما حققناه ، فيض حق امرى است حقيقي به عين حقيت حق و به لحاظ مقايسهء آن با ماهيت موجودى است - بذاته - ، يعنى بدون جهت تقييدى و انضمام امر مكثّر موضوع باصطلاح أرباب تحقيق ، تحقق دارد ، و لذا تحقق آن سبب تسلسل نمىشود ، چون متقوم به جهت و حيثيت تعليلى به حق است . از اينجاست كه أرباب تحقيق كليهء وجودات امكانى را از جهت وجود ، بسيط و غير مركب مىدانند و از اينجاست كه هر وجودي ، اگر چه در درجهء أدنى و در صف نعال وجود قرار گرفته باشد ، مجمع كليهء كمالات وجوديه است از علم و قدرت و اراده . فيض نشايد كه نفس ذات مفيض باشد ، و گرنه بايد مفيض مقام و مرتبه‌اى مقدم بر فيض نداشته باشد و در نتيجه ، مقام و مرتبه‌اى خارج از حقايق امكانيه را كه از آن بمقام غناء ذاتي تعبير نموده‌اند فاقد باشد . ظاهر كلام جامى آنست كه ماهيات متنور به نور وجود داراى مرتبه‌اى از تحققند آن هم بحسب وجود خارجي و حق متجلي در اين ماهيات به اين ماهيات منضم مىشود ، انضمام امر موجود به تمام هويت صرف الوجود و آبى از قبول حدود و از اين انضمام نسبتى حاصل مىشود از قبيل نسب اضافيه اعتباريه مقوليه ملازم با تكرّر طرفين نسبت . در حالتي كه حق مطلق صرف الوجود داراى جهات و اضافات